شب یلدا
سلام
یلدا مبارک
این دو بیتی ها در سال 1383 با الهام از دوبیتی پیوسته سرکوه بلند (م،ا امید) سروده شد
شام غریبان
شام غریبان است اما شمع روشن نیست
مفرد مذکر غایب
فرصت بده تمام دلم آسمان شود
سبحانک الذی جعل العشق فی دمی
به اجابت درخواست دوست عزیز آقای دکتر طیبی
این غزل چند سال پیش در نمایشگاه گرافیک دانشگاه سوره اصفهان به تصویر کشیده شد
مثل تو
روزگاری پاک بودم مثل تو
بعضی از دوستان خواستند که این غزل را در وبلاگ بنویسم
گرچه به اعتقاد خودم خیلی خوب نیست ولی می نویسم
پاییز 1379 شیراز
سالی رسیده است بهاری دگر شده
مراسم اولین سالگرد درگذشت معلم بزرگ محمد بهمن بیگی راس ساعت 17:30 مورخ 22 اردیبهشت ماه در محل آرامگاه ابدی ایشان برپاست
حضور شما بزرگواران موجب دلگرمی خانواده و شادی روح آن عزیز می باشد
این روزها چقدر سخت می گذرد و من هنوز منتظرم
ساعت نشسته منتظرت دیر کرده ای
شاید میان ثانیه ها گیر کرده ای
هی میرسی نمیرسی از گرد راه ها
من مضطرب، برای چه تاخیر کرده ای
شاید ستاره ها سر راهت نشسته اند
یا ماه را در آینه زنجیر کرده ای
اینک نشسته ام که بیایی، نیامدی
ما را اسیر یک غم دلگیر کرده ای
فرصت تمام، عقربه ها ایستاده اند
ساعت نشسته منتظرت دیر کرده ای
کبوتر
کبوتر پر، کبوتر پر، پرنده تشنه لب پرپر
و از بام مدینه تا فلک فوج کبوتر پر
تل انبار است هیزم پشت در آتش که میگیرد
سیاهی، دود و خاکستر، میان شعله ها در، پر
لگد میکوبد اینک با لگ میکوبد او بر در
میان آتش و دیوار و در روح پیمبر پر
فشار در ، و دیوار و کبوتر بود و میخ در
صدای ناله، زهرا، در، میان خانه حیدر، پر
← صفحه بعد
نظرات ()
